سديد الدين محمد عوفى

56

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

و جهان بر من تنگ گشت « 1 » و هيچ چاره ندانستم جز آنكه به خدمت حجّاج روم و از سطوت « 2 » او هم به دولت « 3 » او پناه گيرم « 4 » . پس خود را به نزديك يزيد انداختم كه مرا در قديم « 5 » با وى « 6 » مؤاخات ثابت « 7 » بود ، و حال با وى بازگفتم و در آن باب « 8 » از عنايت « 9 » او استمداد طلبيدم . پس روزى « 10 » حجاج در بارگاه نشسته بود ، ناگاه خود را در پيش او انداختم و خدمت كردم . حجاج چون مرا بديد گفت : ألم نربك فتيا وليدا « 11 » . اى شعبى نه تو مردى جاهل « 12 » و بىقدر بودى و من ترا رفيع‌قدر گردانيدم ، و نه تو « 13 » درويش و بىمال بودى در مواصلت « 14 » نعمت ما خزانه‌ها « 15 » نهادى « 16 » و صاحب سامان « 17 » شدى « 18 » ؟ به عاقبت چرا بر من بيرون آمدى و با دشمنان من « 19 » يار شدى و در ابطال دولت من « 20 » سعىها نمودى ؟ حق نعمت من « 21 » آن بود كه گزاردى ؟ گفتم : ايها الامير بيچاره‌اى را كه خوف جان دارد جز راستى « 22 » نرهاند . من مردى بىقدر بودم و در كنج محنت نشسته ، تربيت امير المؤمنين مرا سرافراز گردانيد و بعد از فقر و فاقه و قلت ، مكنت « 23 »

--> ( 1 ) مپ 2 : شد . ( 2 ) مج + بأس . ( 3 ) مپ 2 - دولت . ( 4 ) بنياد : او پناه به او گيرم . ( 5 ) مج : متقدم . ( 6 ) مپ 2 : با وى در تقديم . ( 7 ) مپ 2 - ثابت . ( 8 ) مج : جنايت . مپ 2 - در آن باب . ( 9 ) مپ 2 و مج و بنياد - عنايت . ( 10 ) مج + كه . ( 11 ) متن : وليده . ( 12 ) مج : بىحاصل . ( 13 ) مج - تو . ( 14 ) متن : مواصل ، مج : تو از اصل . ( 15 ) متن - ها ( 16 ) متن : نهادن ، بنياد - خزانه‌ها نهادى . ( 17 ) متن و مج - و صاحب سامان ، مپ 2 - در مواصلت نعمت ما خزانه‌ها . . . صاحب سامان . ( 18 ) مپ 2 : و نعمت يافتى ، مج - و صاحب سامان شدى . ( 19 ) مج - من . ( 20 ) مج : ما . ( 21 ) مج - من . ( 22 ) مپ 2 و بنياد + او را . ( 23 ) مپ 2 - مكنت و مج + و .